سلام به همه
روی سنگ قبر من بنویسید
اون که دیگه طاقت نیاورد
بهش بگید منتظرت بود
اما حیف دووم نیاورد
بهش بگید روزای آخر
خیلی چشم به در نشستش
تا که از در بیای و
بگیری دستای سردش...
دیگه دل طاقت نداره. اگر یکی رو دوست داشته باشی و سالی به سالی یادی از تو نکنه چی کار میکنی؟ اگر یه نفر که خیلی دوستش داری و اگر تو نبودی ، الان که آب از سرش گذشته دیگه بهت محل نده چی کار میکنی؟
اولش میگی که داره امتحانم میکنه. همه سختیها رو به جون میخری. هر چی بهت کم محلی میکنه بیشتر جذبش میشی. ولی تا کی؟
دیروز بعد از نمازم نشستم با خدا درد و دل کردم. گفتم : خدایا روزهاست که قراره با هم بشینیم و حرف بزنیم. اما همش میگه یادم میره، سرم شلوغه. درس دارم و ...
یه مدت قبل کاری کرد که از ناراحتی گریه کردم. حتی ازم عذرخواهی هم نکرد. حتی یک بار هم . دیگه خیلی خسته شدم از دستش. خدایا، میفهمه، بچه که نیست. دوستم نداره. اهمیتی براش ندارم.بهم دروغ میگه. میدونم.
خدایا! باشه، هیچ خیالی نیست. من هم بی خیالش میشم. دیگه هیچ کاری باهاش ندارم. دیگه حتی بهش زنگ نمیزنمو یادی ازش نمیکنم. به خدا قسم. چون اون نمیخواد، من هم بی خیالش میشم.
اما تو مراقبش باش و تنهاش نذار. دوستش داشته باش و هواشو داشته باش.
من تنها نمیمونم. تو رو دارم خدایا. از اول هم اشتباه کردم که به بنده ات دل بستم. فکر کردم رفاقت وجود داره، اما اشتباه کردم و تو دنیای خیالی بودم.
اما ازت خواهش میکنم بهش بگو اگر من نبودم الان نبود. اگر بود کجا بود؟ پشیمون نیستم، اما دیگه بسه. از بی وفاییش، بی محلیهاش، کارهاش و خیلی چیزهای دیگه اش خسته شدم.
عروسکی بودم برات که تو بهم نفس دادی
دلم رو یک روز خریدی، فرداش آوردی پس دادی
بگو برات من چی بودم؟ عروسک مغازه ای
کهنه شدم حالا، دنبال عشق تازه ای؟
.
خداحافظ هممون باشه
samir
javahermarket
:: بازدید از این مطلب : 472
|
امتیاز مطلب : 59
|
تعداد امتیازدهندگان : 19
|
مجموع امتیاز : 19